هنرمندان

جستجو

هنرمندان

ترتیب نمایش
پر بیننده پر امتیاز جدیدترین
روزها
امروز هفته اخیر ماه اخیر سال اخیر همه روزها
ssalam
به مناسبت نود و سومین سالگرد تولد استاد نورالدین رضوی سروستانی
03':30''
471 0
به مناسبت نود و سومین سالگرد تولد استاد نورالدین رضوی سروستانی
کانال :
سید نورالدین رضوی سروستانی (۲۱ فروردین ۱۳۱۴ در سروستان - ۸ اردیبهشت ۱۳۷۹) از استادان آواز و موسیقی اصیل ایرانی بود. رضوی سروستانی از سن ۲۰ سالگی یادگیری موسیقی را در شیراز نزد مشیر معظم افشار آغاز کرد. صدای او برای نخستین بار در سال ۱۳۳۷ از رادیو شیراز پخش شد. رضوی سروستانی در سال ۱۳۳۶ برای تکمیل آموخته‌های خود به تهران رفت و از محضر استادانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، رضا فروتن، سلیمان امیرقاسمی، علی اکبر شهنازی، اصغر بهاری ونورعلی خان برومند بهره‌های فراوان برد. وی برای گسترش و شناساندن موسیقی اصیل ایرانی و شیوه صحیح آواز از سال ۱۳۵۲ با همکاری گروه‌های موسیقی شیدا، سماعی، درویش، مولوی، پرویز مشکاتیان، فرامرز پایور،حسین علیزاده کنسرت‌های بسیاری در ایران و خارج از ایران اجرا کردند. در آبان ماه ۱۳۵۵ دکترای افتخاری موسیقی توسط بودوئن پادشاه بلژیک به وی اعطا گردید. او در مدت بیش از چهل سال عمر هنری خود علاوه بر تربیت شاگردان زیاد، دهها تصنیف از خود به جای گذاشت. از آثار منتشر شده ایشان می‌توان به «رنگ فرح» (موسسه ماهور) و «سروستان» (انتشارات سروش) اشاره کرد. صدیق تعریف از شاگردان معروف استاد رضوی سروستانی است. از شاگردان ممتاز ایشان می‌توان به حسین گل زرد اشاره نمود که از ردیف دانان و مدرسان برجسته آواز ایرانی منطبق بر ردیف میرزا عبدا... به روایت نورعلی خان برومند و همچنین سبک آوازی سید حسین طاهرزاده در شیراز هستند. محمدعلی احدی، علیرضا وکیلی منش، علیرضا قربانی، علی کاظمی راد، پوریا اخواص، حسین علیشاپور، مهدی کلاهدوز، علی مرادی، مجید روزیطلب و... از دیگر شاگردان ایشان هستند. این هنرمند سرانجام در ۸ اردیبهشت ۱۳۷۹ درگذشت و در حافظیه شیراز در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
صوت/ داستان کوتاه «سرقت از قنادی» با صدای گرم بهروز رضوی
24':00''
527 0
صوت/ داستان کوتاه «سرقت از قنادی» با صدای گرم بهروز رضوی
کانال :
داستان سرقت از قنادی نویسنده: ایتالو کالوینو خوانش: بهروز رضوی انتخاب از کتابدونی
صوت/ داستان کوتاه «بن بست آینه» با صدای محمد صالح علاء
24':00''
843 0
صوت/ داستان کوتاه «بن بست آینه» با صدای محمد صالح علاء
کانال :
داستان صوتی کوتاه بن‌بست آینه نویسنده : محمد صالح علاء با صدای : محمد صالح علاء زمان : 24 دقیقه
شاعر نخود و لوبیا یا مردمی ترین شاعر ایران؟
01':45''
338 0
شاعر نخود و لوبیا یا مردمی ترین شاعر ایران؟
کانال :
جام جم/ 15 فروردین سالمرگ پروین اعتصامی است، شاعری که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی گروهی سعی کردند با وجود داشتن رتبه بالای شعری، او را با برخی القاب خرد کنند. بیش از یک قرن از زمان تولد پروین اعتصامی می‌گذرد، شاعری که 35 سال بیشتر زندگی نکرد اما در همین فرصت اندک و کوتاه آثاری درخور و تاثیرگذار از خود به جای گذاشت و بر دیوان اشعارش بزرگی ماند ملک الشعرای بهار مقدمه نوشت. همان طور که در فیلم این گزارش هم می توانید ببینید، زمانی که رهبر معظم انقلاب در بیمارستان بستری بودند و گروهی از اصحاب فرهنگ و هنر به عیادت ایشان می‌روند، حضرت آقا در پاسخ به این جمله عیادت کنندگان که «بلا به دور باشد» این چند بیت از پروین اعتصامی را زمزمه می‌کنند: هر بلائی کز تو آید رحمتی است هر که را رنجی دهی آن راحتی است زان به تاریکی‌گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند تا که با مهر تو پیوندم زنند... در ادامه ایشان با یاد برخی تعابیر مانند «شاعر نخود و لوبیا» که به پروین نسبت داده می‌شد تاکید می‌کنند که گروهی می‌خواستند او را خرد کنند تا دیگری را بالا ببرند.
دکلمه بسیار زیبا از شعر «قیصر امین پور»
01':06''
1019 0
دکلمه بسیار زیبا از شعر «قیصر امین پور»
کانال :
تایم لپس دکلمه صوتی بسیار زیبا از شعر مرحوم قیصر امین پور میکس شده با کلیپ زیبایی از غروب و طلوع خورشید در ساحل دریای خزر
سری بزنیم به خانه «پروین اعتصامی»؛ این شاعر تنها
03':00''
787 0
سری بزنیم به خانه «پروین اعتصامی»؛ این شاعر تنها
کانال :
▪️پروین شاعر تنهایی است. آن هم در دوره مردسالاری دهه ۲۰ و ۳۰. بین تولد و مرگ او تنها ۳۵ سال فاصله بود و امروز از او یادمان‌ها و تصاویرزیادی باقی نمانده است. خانه تنها یادگار اوست. ▪️پروین در طول زندگی کوتاهش در دو خانه زندگی کرد. کودکی‌اش را در تبریز بود و جوانی‌اش را تهران. خانه‌ای که در آن ازدواج و شاعری کرد خانه‌ای است در تهران در محله سرچشمه. این خانه صد و بیست‌ ساله است و پروین بهترین روزگار زندگی‌اش را در آن گذراند. ▪️ ۱۶ سال بعد از پروین برادرش خانه تهران را سه قسمت کرد و فروخت. خانواده آداب ساکن پلاک ۵ این خانه اعیانی شدند درست همان تکه‌ای که پروین اعتصامی ازدواج کرد و در آن روزگار گذراند. پلاک ۷ را اما مالکش در سال ۹۲ از فهرست آثار ملی ایران خارج و تخریب کرد. بعد از تخریب شهرداری این ملک را خرید و عین به عین بازسازی کرد و اکنون دفتر ایکوم در آن مستقر شده است. مالک پلاک ۳ اما در را به روی هیچ کس باز نمی‌کند و خبری از حال و روز این تکه از خانه پروین نمی‌دهد. ▪️سرای پروین یا خانه ایکوم در حال حاضر هیچ رنگ و بو و نشانی از زندگی پروین ندارد جز یک قالب دایره‌ای شکل که روی دیوارهایش آویزان است. تنها خانواده‌ای که به مانند روزگارقدیم خانه را با همان درها و پنجره‌ها و قفسه‌ها حفظ کرده خانواده آداب است. ▪️از خانواده آداب امروز دو خواهر در این خانه ساکن هستند. خانم حشمت آداب با جان و دل از گوشه گوشه این خانه و خاطره پروین اعتصامی نگهداری می‌کند. این دو خواهر تا امروز در برابر فروش خانه مقاومت کرده‌اند و دست تنها از آن پاسداری کرده‌اند. ▪️دو خواهری که نهال امید را هر روز در حیاط این خانه آبیاری می‌کنند و اگر دست و دلشان از بی‌مهری مسوولان خون نباشد. درهای خانه را به روی دوستداران واقعی این خانه باز می‌کنند. اینکه در آینده چه بر سر این خانه می‌آید رازی است که جز گذر زمان به آن پاسخ نمی‌دهد/ فاطمه علی‌اصغر
صوت/ داستان «رانده‌ شده» از وودی آلن بزرگ
08':32''
504 0
صوت/ داستان «رانده‌ شده» از وودی آلن بزرگ
کانال :
به داستان کوتاه «رانده شده» از وودی آلن با صدای بهروز رضوی، گوش بسپارید. مترجم: حسین یعقوبی
صوت/ داستان کوتاه معروف «آدم‌کُش‌ها» از «ارنست همینگوی»
16':27''
470 0
صوت/ داستان کوتاه معروف «آدم‌کُش‌ها» از «ارنست همینگوی»
کانال :
به داستان کوتاه معروف «آدم‌کُش‌ها» اثر «ارنست همینگوی» با ترجمه رضا قیصریه و صدای «بهروز رضوی» گوش بسپارید
باهم بخشی از کتاب «عقاید یک دلقک» را بخوانیم
00':56''
561 0
باهم بخشی از کتاب «عقاید یک دلقک» را بخوانیم
کانال :
پریمک/ باهم بخشی از کتاب «عقاید یک دلقک» را بخوانیم عقاید یک دلقک هاینریش بُل ترجمه محمداسماعیل زاده
صوت/ «پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند» با صدای استاد شهریار
03':55''
2220 0
صوت/ «پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند» با صدای استاد شهریار
کانال :
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند چشمه سار طبع من دیگر نمی جوشد ولی جویبار اشکم آهنگ روانی می کند بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند نای ما خامش ولی این زهره ی شیطان هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی می کند گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی می کند سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی می کند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران می رسد با من خزانی می کند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند هر چه گردون می کند با ما نهانی می کند دور اکبر خوانی ما طی شد اکنون یک دهن از اجل بشنو که با ما شمر خوانی می کند می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می کند شهریارا گو دل ما مهربانان مشکنید ور نه قاضی در قضا نامهربانی می کند شعر استاد شهریار با صدای خودش
گوشه های از زندگی دیکنز؛ او عاشق بود اما به عشقش نرسید
25':20''
284 0
گوشه های از زندگی دیکنز؛ او عاشق بود اما به عشقش نرسید
کانال :
به بهانه تولد نویسنده بزرگ دوران، چارلز دیکنز پر خاطره و دوست داشتنی این ویدئو را ببینید. دیکنز نویسنده ای از دل مردم بود زندگی شبیه به بسیاری از ما داشت و شاید هم برای همین است که داستان هایی مثل الیور توییست و دیوید کاپر فیلد و آرزوهای بزرگش این قدر معروف و خواندنی هستند. او عاشق شد اما خانواده اش گفتند این دختر وصله خانواده ما نیست دیکنز در سال ۱۸۲۹ دلدادهٔ دختری به نام ماریا بیدنل شد، اما والدین ماریا او را از لحاظ اجتماعی در سطحی نازل‌تر از خود یافتند. این دل باختگی و برخوردی دیگر با او در میان سالی دیکنز، بعدها در عشق شخصیت معروف رمانش دیوید کاپرفیلد به دختری به نام دورا بازتاب یافت. دیکنز به بیماری اش بی اعتنا بود بی‌اعتنایی او به هشدارها (فلج جزئی - ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگش روزافزون پای چپ) تا بدان‌جا پیش رفت که در سال ۱۸۷۰ اقدام به یک رشته کتاب‌خوانی جدید نمود. دیکنز در ۱۵ مارس برای آخرین بار «سرود کریسمس» را خواند و سرانجام در ۹ ژوئن ۱۸۷۰، در حالی‌که «ادوین درود» به پایان نرسیده بود، به‌طور ناگهانی از جهان رفت.
دکلمه ای با کلام دلنشین «هوشنگ ابتهاج»
00':45''
883 0
دکلمه ای با کلام دلنشین «هوشنگ ابتهاج»
کانال :
من پس‌ از این همه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم، 'آه'... هوشنگ ابتهاج
سامان گلریز با چمدانی از کتاب به «کتاب باز» رفت
34':10''
959 0
سامان گلریز با چمدانی از کتاب به «کتاب باز» رفت
کانال :
سامان گلریز را همه ما با غذاهای خوشمزه و متفاوت و گاه عجیب و غریبش می شناسیم، او این بار در برنامه کتاب باز حرف های جالبی درباره مطالعه و غذا و چیزهای دیگر می زند که شنیدن و دیدنش در این شب های بلند زمستان قطعا شیرین خواهد بود.
سخنان محمدرضا شجریان درباره «مولانا»
03':06''
1220 0
سخنان محمدرضا شجریان درباره «مولانا»
کانال :
سخنان نغز استاد شجریان درباره مولانا : «...از اشعار مولانا خوشم میاد چون گردن کلفتی می کنه،بردگی نمی کنه!...»
زادروز چهره ماندگار موسیقی ایران مبارک
08':45''
391 0
زادروز چهره ماندگار موسیقی ایران مبارک
کانال :
امروز ۱ دی ماه مصادف با هشتاد و هشتمین سالروز تولد استاد محمد نوری خواننده ی نامدار فقید است. محمد نوری موسیقی را زبانی جهانی و از آن تمام اقوام و ملت‌های روی زمین می‌دانست و از همین رو به اقتباس و الهام از هنر کلاسیک غرب معتقد بود.او برنده جایزه «خورشید طلایی» (۵۰ سال صدای متفاوت و ماندگار) در سال ۷۸ از جشنواره مهر و دارای مدرک درجه یک هنری خوانندگی از شورای عالی ارزیابی کشور و وزارت ارشاد بود. وی در سال ۱۳۸۵ (چند سال پیش از مرگش) به عنوان چهرهٔ ماندگار برگزیده شد. محمد نوری یکی از شاگردان مرحوم فاخره صبا بود. محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا کرد. او همچنین به تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت. محمد نوری در سال‌های پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار»، «ایران» را اجرا کرده‌است.[۵] یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است. 
شعرخوانی زیبای فرزند مرحوم چایچیان
01':52''
1016 0
شعرخوانی زیبای فرزند مرحوم چایچیان
کانال :
شعرخوانی زیبای فرزند مرحوم حبیب الله چایچیان در مراسم ختم ایشان در مسجد ارک تهران
شاعر ' آمدم ای شاه پناهم بده' دار فانی را وداع گفت
04':36''
2104 0
شاعر ' آمدم ای شاه پناهم بده' دار فانی را وداع گفت
کانال :
تسنیم/ حبیب‌الله چایچیان، شاعر پیشکسوت، امروز ۹ آبان‌ماه در ۹۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. بحبیب‌الله چایچیان، پیشکسوت شعر آیینی ساعاتی پیش درگذشت. حبیب‌الله چایچیان (زاده 1302)، متخلّص به حسان، شاعر و مرثیه سرای اهل بیت(ع) بیشتر سروده‌هایش در مدح و مرثیۀ اهل بیت(ع) بود. او به تاثیرپذیری از اندیشه‌های علامه امینی و عسکری بارها اشاره کرد و بارها از سوی علامه امینی و رهبر معظم انقلاب مورد تحسین و تشویق قرار گرفته بود. «امشب شهادت نامه عشاق امضا می‌شود» و «آمدم‌ ای شاه پناهم بده» از سروده‌های معروف این شاعر فقید و خوش طبع بوده است . دیوان اشعار او در سه جلد به چاپ رسیده است. مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد چایچیان فردا، 10 آذرماه ساعت 8 صبح از مقابل بیمارستان شهدای تجریش با حضور جمعی از مسئولان و اهالی فرهنگ به سمت بهشت زهرا(س) برگزار می‌شود. زندگی و تحصیلات حبیب الله فرزند محمدحسین در سال 1302 در تبریز زاده شد. شش ساله بود که همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد. چایچیان تحصیلات خود را در تهران در مدرسه ایران و آلمان به پایان رساند، سپس به استخدام بانک ملی ایران درآمد شعر نخستین شعری که سرود در 15 سالگی و در رثای پدرش بود. «پدرم رخت از این جهان بربست‌کمرم از غم و محن بشکستمی‌کنم لیک شکر یزدان راگر پدر نیست باز مادر هست» چایچیان با تشویق مادرش، به سرودن اشعار در مدح و مرثیه ائمه(ع) پرداخت. وی پس از سفر به کربلا فقط به سرودن مدح‌های آل علی(ع) پرداخت، و آثار دیگرش را در آتش افکند.اشعارش مورد توجه جامعه مذهبی ایران و پارسی‌زبانان قرار گرفت. آثار گل‌های پرپر، خزان گلریز، باغستان عشق، سایه‌های غم،‌ای اشک‌ها بریزید(جلد اول دیوان اشعار)، خلوتگاه راز (جلد دوم دیوان اشعار)، چهل حدیث جالب از علی بن ابی‌طالب(ع) و جلد سوم دیوان اشعار از جمله آثار او است. وی کتاب «بَطَلَۀُ کربلا»، اثر «دکتر بنتُ الشّاطی» را با نام «زینب(سلام الله علیها) بانوی قهرمان کربلا» به فارسی ترجمه نمود. فاطمه زهرا ام‌ابیها؛ مجموعه‌ای از مطالب علامه امیدی درباره حضرت زهرا(س) است که توسط وی گردآوری شد. ارتباط با عالمان دینی به گفته خود مرحوم چایچیان، زمانی که علامه امینی در نجف ساکن بوده است، نامه‌هایی به او می‌فرستاده و او را شاعر اهل بیت خطاب می‌کرده است. کریم دستمالچی او را به عبدالحسین امینی معرفی کرده است. علامه امینی از کسانی است که چایچیان را مورد تحسین و تشویق قرار داد. وسیله آشنایی وی با علامه امینی، شعری بود که از زبان عباس بن علی(ع) در شب عاشورا خطاب به امام حسین(ع) سروده است. چایچیان نیز اشعاری را درباره الغدیر، علامه امینی و کتابخانه او سروده است. «دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم بر سر بالینت امشب از غم فردا بسوزم دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روی ماست یا شوم پروانه، از شوق تو بی‌پروا بسوزم دوست دارم ماه باشم، تا سحر بیدار باشم تا چو مشعل بر سر راهت درین صحرا بسوزم دوست دارم سایه باشم تا در آغوشم بخوابی چشم دوزم بر جمالت، ز آن رخ گیرا بسوزم» چایچیان، به تاثیر پذیری خود از اندیشه‌های علامه عسکری نیز اشاره داشت. او بارها در حضور رهبر انقلاب شعر خواند و مورد تشویق ایشان نیز قرار گرفت. نمونه‌ای از شعر امشب شهادت نامۀ عشاق امضا می‌شود/ فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود/ امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی/ فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود. آمدم‌ای شاه پناهم بده/ خط امانی ز گناهم بده/ ای حرمت ملجأ درماندگان/ دور مران از در و راهم بده
شعر پر احساس شمس لنگرودی را با صدای خودش بشنوید
03':13''
8450 0
شعر پر احساس شمس لنگرودی را با صدای خودش بشنوید
کانال :
من این راه دراز را آمدم که تو را ببینم. زمین شخم زده را دیده ام پاره خشت و ماه بریده را دیده ام شگفت کودکان و پایمال علف ها را دیده ام باد را دیده ام؛ و تو را ندیدم... شمس_لنگرودی
گفت‌وگو با «شمس لنگرودی» به مناسبت تولدش
06':21''
1039 0
گفت‌وگو با «شمس لنگرودی» به مناسبت تولدش
کانال :
ایسنا/ بیست‌وششم آبان سالگرد تولد ۶۷سالگی شمس لنگرودی است؛ شاعری که می‌گوید جهان عوض شد و او و شعرش هم عوض شدند. حالا براساس آن چیزی که دارد، زندگی می‌کند؛ نه توقع‌ها و آرزوهایش. ما به مناسبت سالگرد تولد شمس لنگرودی با این هنرمند گفت‌وگویی داشته که نسخه ویدئویی کوتاه و کامل آن را در ادامه مشاهده می‌کنید.
صوت/ شعر شنیدنی- «آی آدم ها» از نیما یوشیج
04':30''
2546 0
صوت/ شعر شنیدنی- «آی آدم ها» از نیما یوشیج
کانال :
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یکنفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید، آن زمان که تنگ میبندید برکمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان! آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید! نان به سفره،جامه تان بر تن؛ یک نفر در آب می‌خواند شما را. موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده سایه‌هاتان را ز راه دور دیده آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون می‌کند زین آبها بیرون گاه سر، گه پا. آی آدمها! او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید، می زند فریاد و امید کمک دارد آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید! موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید: ” آی آدمها “… نیما یوشیج
شعری زیبا از زبان «هوشنگ ابتهاج»
00':23''
1535 0
شعری زیبا از زبان «هوشنگ ابتهاج»
کانال :
آری، آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم معنیِ «هرگز» را تو چرا بازنگشتی دیگر؟ هوشنگ ابتهاج
x