سرداران شهید

جستجو

سرداران شهید

ترتیب نمایش
پر بیننده پر امتیاز جدیدترین
روزها
امروز هفته اخیر ماه اخیر سال اخیر همه روزها
«کاوه» فرمانده جوانی که برای سرش جایزه تعیین شد!
02':46''
1145 0
«کاوه» فرمانده جوانی که برای سرش جایزه تعیین شد!
کانال :
خاطره ای شنیدنی از فرمانده لشکر 24 ساله سرِ هر پاسدار 15هزار ، سرِ کاوه 2میلیون !
سخنان قابل تامل شهید کاوه در جمع رزمندگان
00':53''
3613 0
سخنان قابل تامل شهید کاوه در جمع رزمندگان
کانال :
سخنان قابل تامل شهید محمود کاوه در جمع رزمندگان لشکر ویژه شهدا به مناسبت سالروز شهادت او
مسئولین ساده زیستی را از شهید عباس بابایی یاد بگیرند!
00':57''
942 0
مسئولین ساده زیستی را از شهید عباس بابایی یاد بگیرند!
کانال :
مسئولین ساده زیستی را از شهید عباس بابایی یاد بگیرند!
سکانسی از «شوق پرواز» به مناسبت سالروز شهادت «شهید بابایی»
07':20''
178 0
سکانسی از «شوق پرواز» به مناسبت سالروز شهادت «شهید بابایی»
کانال :
سکانسی از فیلم زیبای 'شوق پرواز'به مناسبت 15 مرداد سالروز شهادت شهید بابایی
شوخی جالب شهید خرازی با شهید حسن آقایی
01':42''
1206 0
شوخی جالب شهید خرازی با شهید حسن آقایی
کانال :
نصر تی وی/ شوخی جالب شهید حاج حسین خرازی با شهید حسن آقایی
وقتی شهید همت به سمت نیروهایش می دوید
05':54''
387 0
وقتی شهید همت به سمت نیروهایش می دوید
کانال :
وقتی شهید همت به سمت نیروهایش می دوید
نماهنگ «خبری هست» به یاد حاج احمد متوسلیان
06':17''
302 0
نماهنگ «خبری هست» به یاد حاج احمد متوسلیان
کانال :
نماهنگ «خبری هست» به یاد حاج احمد متوسلیان با صدای حامد زمانی و شعر قاسم صرافان به کارگردانی مصطفی هیودی
36 سال در فراق یوسف انقلاب
02':32''
158 0
36 سال در فراق یوسف انقلاب
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ حاج احمد متوسلیان سرداری بزرگ بود که تمامی معادلات نظامی دشمن را در جنگ هشت ساله در عملیات های گوناگون به هم ریخته بود. جاویدالاثر متوسلیان مردی بود که دفاع از حق و شرافت را به بیرون از مرزهای ایران هم برده بود و یکی از تاثیرگذارترین اشخاص در جنگ های میان حق و باطل در سوریه و لبنان و عراق و فلسطین بود. احمد متوسلیان در سال 1361 جزو چهار دیپلماتی بود که در لبنان ربوده شد و بسیاری از ایرانیان و عاشقان وی پس از گذشت سالها بی خبری از او، همچنان چشم انتظار آزادی و بازگشتش هستند. در این فیلم سخنان سردار متوسلیان در رابطه با جنگ ایران و عراق را مشاهده می‌کنید.
چمران را در سالروز شهادتش بشنویم ..
01':00''
162 0
چمران را در سالروز شهادتش بشنویم ..
کانال :
چمران را در سالروز شهادتش بشنویم ..
نماهنگ دانشمند عارف
02':10''
246 0
نماهنگ دانشمند عارف
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ شهید مصطفی چمران، در حالی در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در دهلاویه‌ی خوزستان به شهادت رسید که در آن زمان، به همراه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، یکی از دو نماینده‌ی حضرت امام خمینی (رحمه‌الله) در شورای عالی دفاع، فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم و نماینده‌ی مردم در اولین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی بود. بخشی از بیانات رهبر انقلاب درباره‌ی شهید مصطفی چمران که در این نماهنگ از آن استفاده شده است: چند کلمه‌ای درباره‌ی شهید چمران صحبت کنیم. اولاً این شهید یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. خود ایشان برای من تعریف میکرد که در آن دانشگاهی که در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا مشغول درسهای سطوح عالی بوده - آنطور که به ذهنم هست ایشان یکی از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده - تعریف میکرد برخورد اساتید را با خودش و پیشرفتش در کارهای علمی را. یک دانشمند تمام‌عیار بود. آن وقت سطح ایمان عاشقانه‌ی این دانشمند آنچنان بود که نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ی دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها کرد و رفت در کنار جناب امام موسای صدر در لبنان و مشغول فعالیتهای جهادی شد؛ آن هم در برهه‌ای که لبنان یکی از تلخترین و خطرناکترین دورانهای حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال ۵۷ میشنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیستها بود، یک عده هم از داخل لبنان کمک میکردند، یک وضعیت عجیب و گریه‌آوری در آنجا حاکم بود، و صحنه هم بسیار شلوغ و مخلوط بود. همان وقت یک نواری از مرحوم چمران در مشهد دست ما رسید که این اولین رابطه و واسطه‌ی آشنائی ما با مرحوم چمران بود. دو ساعت سخنرانی در این نوار بود که توضیح داده بود صحنه‌ی لبنان را که لبنان چه خبر است. برای ما خیلی جالب بود؛ با بینش روشن، نگاه سیاسىِ کاملاً شفاف و فهم عرصه - که توی آن صحنه‌ی شلوغ چه خبر است، کی با کی طرف است، کیها انگیزه دارند که این کشتار درونی در بیروت ادامه داشته باشد - اینها را در ظرف دو ساعت در یک نواری ایشان پر کرده بود و فرستاده بود، که دست ما هم رسید. رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص میکند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است. آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا. از اول انقلاب هم در عرصه‌های حساس حضور داشت. رفت کردستان و در جنگهایی که در آنجا بود حضور فعال داشت؛ بعد آمد تهران و وزیر دفاع شد؛ بعد که جنگ شروع شد، وزارت و بقیه‌ی مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و آمد اهواز، جنگید و ایستاد تا در ۳۱ خرداد سال ۶۰ به شهادت رسید. یعنی برای او مقام ارزش نداشت، دنیا ارزش نداشت، جلوه‌های زندگی ارزش نداشت. اینجور هم نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ بعکس، بسیار لطیف بود، خوش‌ذوق بود، عکاس درجه‌ی یک بود - خودش به من میگفت من هزارها عکس گرفته‌ام، اما خودم توی این عکسها نیستم؛ چون همیشه من عکاس بوده‌ام - هنرمند بود. دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا. انسان باانصافی بود. لابد قضیه‌ی پاوه را شماها میدانید که در پاوه بر روی بلندیها، بعد از چند روز جنگیدن، مرحوم چمران با چند نفرِ معدودِ همراهش، محاصره شده بودند؛ ضد انقلاب اینها را از اطراف محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسند که امام اینجا از قضیه مطلع شدند، و یک پیام رادیوئی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه؛ دوی بعدازظهر این پیام پخش شد؛ ساعت چهار بعدازظهر من توی این خیابانهای تهران شاهد بودم که همین طور کامیون و وانت و اینها بودند که از مردم عادی و نظامی و غیر نظامی از تهران و همین طور از همه‌ی شهرستانهای دیگر، راه افتادند بروند طرف پاوه. بعد از قضیه‌ی پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش میداد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ی عاطفیای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه اینجوری گفت: وقتی ساعت دو پیام امام پخش شد، به مجرد پخش پیام امام و قبل از آنی که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم به آنجا برسد، ما احساس کردیم که کأنه محاصره باز شد. میگفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر مؤثر بود که به صورت برق‌آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه برای ما همه‌ی آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب روحیه‌ی خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ی محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ی این را به امام مستند میکنی!؟ یعنی هیچ ملاحظه نمیکرد؛ منصف بود. بااینکه میدانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، اما گفت. حضور برای او یک امر دائمی بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای سی - ۱۳۰ رفته بودیم آنجا. به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم که من هم میشود بیایم؟ چون فکر نمیکردم بتوانم توی عرصه‌ی نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم میشود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و - البته کلاشینکف داشتم که برداشتم - و با اینها رفتیم. یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمیگذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. یکی از خصوصیات خصلت بسیجی و جریان بسیجی، حضور است؛ غایب نبودن در آنجایی که باید در آنجا حاضر باشیم. این یکی از اوّلیترین خصوصیات بسیجی است. در روز فتح سوسنگرد - چون میدانید سوسنگرد اشغال شده بود؛ بار اول فتح شد، دوباره اشغال شد؛ باز دفعه‌ی دوم حرکت شد و فتح شد - تلاش زیادی شد برای اینکه نیروهای ما - نیروهای ارتش، که آن وقت در اختیار بعضی دیگر بودند - بیایند و این حمله را سازماندهی کنند و قبول کنند که وارد این حمله بشوند. شبی که قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود که خبر آوردند یکی از یگانهائی که قرار بوده توی این حمله سهیم باشد را خارج کرده‌اند. خب، این معنایش این بود که حمله یا انجام نگیرد یا بکلی ناموفق بشود. بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده‌ی لشکری که در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت - که اخیراً همان فرمانده‌ی محترم آمده بودند و عین آن نوشته‌ی ما را قاب کرده بودند و دادند به من؛ یادگار قریب سی ساله؛ الان آن کاغذ در اختیار ماست - و تا ساعت یک و خرده‌ای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد که این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد. بعد من رفتم خوابیدم و از هم جدا شدیم. صبح زود ما پا شدیم. نیروهای نظامی - نیروهای ارتش - که حرکت کردند، ما هم با چند نفری که همراه من بودند، دنبال اینها حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است. یعنی قبل از آنی که نیروهای نظامىِ منظم و مدون - که برنامه ریخته شده بود که اینها در کجا قرار بگیرند و آرایش نظامیشان چگونه باشد - حرکت بکنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعه‌ی خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدللَّه این کار بزرگ انجام گرفت، و چمران هم مجروح شد. خدا این شهید عزیز را رحمت کند. اینجوری بود چمران. دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بیرودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود. من خودم میدیدم شلیک آر. پی. جی را که نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر. پی. جی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ی عربی آر. بی. جی هم میگفت؛ ماها میگفتیم آر. پی. جی، او میگفت آر. بی. جی. او از آنجا بلد بود؛ یک مقدار هم از یک راه‌هائی گیر آورده بود؛ تعلیم میداد که اینجوری آر. پی. جی را بایستی شلیک کنید. یعنی در میدان عملیات و در میدان عمل یک مرد عملی به طور کامل. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ی عالی، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ی عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه ترکیبی میشود. دانشمند بسیجی این است؛ استاد بسیجی یک چنین نمونه‌ای است. این نمونه‌ی کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌ای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اینکه گفتند: با عقل آب عشق به یک جو نمیرود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم‌ نه، او آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنوىِ ایمانی، با عشق هیچ منافاتی ندارد؛ بلکه خود پشتیبان آن عشق مقدس و پاکیزه است. خب، حالا توقعی که ما داریم و این توقع، توقع زیادی هم نیست، یعنی آن زمینه‌ای که انسان مشاهده میکند - این روحیه های پرنشاط شما، این دلهای پاک و صاف، این ذهنهای روشن، این جوّال بودن فکرهای شما که انسان در عرصه‌های مختلف از نزدیک شاهد است - این امید را و این توقع را به انسان میبخشد، این است که فرآورده‌ی دانشگاه جمهوری اسلامی - نه به نحو استثنا بلکه به نحو قاعده - چمران‌ها باشند؛ نه اینکه چمران‌ها یک استثنا باشند. این امید، امید بیجائی نیست.
خاطره ای شنیدنی از رفتار دکترچمران در مقابل کودک یتیم
03':00''
354 0
خاطره ای شنیدنی از رفتار دکترچمران در مقابل کودک یتیم
کانال :
دراین ویدئو خاطره ای زیبا از زبان مرحوم صادق طباطبایی درباره شهید دکتر چمران در دوره اقامتش در جنوب لبنان را ببینید.
برخورد تأمل‌برانگیز شهیدان بابائی و ستاری در مواجهه با همسر شهید اقبالی
02':28''
1022 0
برخورد تأمل‌برانگیز شهیدان بابائی و ستاری در مواجهه با همسر شهید اقبالی
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ سرلشکر «علی اقبالی دوگاهه» یکی از زبده‌ترین و جوان‌ترین خلبانان ارتش جمهوری اسلامی بود. او در ۷ شهریورماه ١٣٢۶ در محله دوگاهه پایین بازار رودبار گیلان متولد شد و در ۱۳ آذرماه ۱۳۴۶ به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد. وی در طی دوران فعالیت خود مسئولیت‌هایی در پایگاه‌های بوشهر، دزفول، تبریز و ستاد نیروی هوایی تهران داشت و همچنین سرپرست پست‌های راهبردی معلم خلبانی، رئیس شعبه اطلاعات و عملیات فرماندهی گردان ۲۳ شکاری و در معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران افسر ناظر اجرای طرح‌های عملیاتی بود. هواپیمای سرلشکر شهید اقبالی در روز عید قربان مصادف با اول آبان ماه 1359 پس از بمباران موفق پادگان العقره در شمال عراق و همچنین در منطقه هوایی موصل و در راه برگشت به کشور در نزدیکی مرز ایران مورد اصابت قرار گرفت. هواپیمای او سقوط کرده و وی در خاک عراق مجبور به خروج اضطراری شد و زنده به اسارت مزدوران عراقی درآمد. به دلیل ضربات مهلکی که نیروی هوایی ایران و به خصوص این شهید والامقام در نخستین ماه جنگ بر دشمن بعثی وارد نمودند، برای ایجاد وحشت در بین سایر خلبانان کشورمان به دستور صدام، شهید اقبالی به فجیع‌ترین و بی‌رحمانه ترین وضع به شهادت رسید. نحوه شهادت ایشان به این صورت بود که دو ماشین جیپ از دو طرف با طناب هایی که به بدن این خلبان بسته بودند، در جهت مخالف حرکت کردند و بدنش را دو نیم شد. بعثی‌ها نیمی از پیکر مطهرش را در نینوا و نیمی را در موصل عراق دفن کردند. این جنایت به حدی وحشیانه بود که رژیم بعثی، تا سالها از اعلام سرنوشت آن شهید مظلوم خودداری می کرد تا بر این جنایت سرپوش گذارد. سرانجام پیکر مطهر شهید اقبالی با پیگیری کمیته جستجوی اسرا و مفقودین و کمیته بین‌المللی صلیب سرخ جهانی، پس از 22 سال دوری از خانواده به میهن بازگشت و به صورت با شکوهی در میدان صبحگاه ستاد نیروی هوایی تشییع و در پنجم مردادماه 81 در قطعه خلبانان بهشت زهرا آرام گرفت. همسر این شهید در طول سال‌های دوری از او، پیگیری‌های زیادی انجام داد تا از سرنوشت همسرش آگاه شود، وی در همین راستا به شهید عباس بابائی و شهید منصور ستاری مراجعه کرد که هر دو بزرگوار در مواجهه با همسر شهید اقبالی برخورد تأمل‌برانگیزی داشتند. در ادامه ویدئویی را مشاهده می‌کنید که در آن همسر شهید اقبالی این ماجرا را روایت می‌کند.
تصاویر هوایی ویژه از محل شهادت دکتر مصطفی چمران
01':04''
2064 0
تصاویر هوایی ویژه از محل شهادت دکتر مصطفی چمران
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ ویدئویی از تصاویر هوایی ویژه از محل شهادت دکتر مصطفی چمران که با صدای مناجات ایشان صداگذاری شده است در فضای مجازی منتشر شده است.
فیلم کمتر دیده‌شده از شهید حمید باکری
01':03''
2187 0
فیلم کمتر دیده‌شده از شهید حمید باکری
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ شهید حمید باکری از رزمندگان دفاع مقدس بود که در کنار برادر خود مهدی باکری در دوران جنگ تحمیلی عراق به ایران، جانانه و تمام قد از خاک مقدس این مرز و بوم دفاع کرد. این رزمنده دلاور پس از آنکه فرمان تشکیل ارتش 20 میلیونی از سوی امام خمینی (ره) صادر شد، به بسیج پیوست و در پی آن عازم خط مقدم جبهه شد. این شهید بزرگوار پس از شرکت در عملیات موفقیت‌آمیزی چون «مسلم بن عقیل»، «خیبر» و... سرانجام در جریان عملیات خیبر در تاریخ 6 اسفند 1362 بر اثر اصابت آرپی‌جی به شهادت رسید. امروز سالرزو شهادت این رزمنده رشید آذری است به همین مناسبت ویدئویی کمتر دیده شده از شهید حمید باکری ارائه شده است.
شهید حسن باقری چگونه نابغه جنگ شد؟
01':58''
1197 0
شهید حسن باقری چگونه نابغه جنگ شد؟
کانال :
شهید حسن باقری چگونه نابغه جنگ شد؟
نماهنگ | شهید آقا مهدی
05':13''
1490 0
نماهنگ | شهید آقا مهدی
کانال :
تقدیم به روح پر فتوح سردار شهید سرافراز مهدی باکری
گردان تک نفره | بهترین تک تیرانداز جنگی جهان
35':07''
16341 0
گردان تک نفره | بهترین تک تیرانداز جنگی جهان
کانال :
مستند پرتره « گردان تک نفره » به آشنایی با بهترین تک تیرانداز جنگی جهان سردار شهید عبدالرسول زرین معروف به گردان تک نفره می پردازد.
روایتی ار جانفشانی‌های پدر موشکی ایران
04':44''
1864 0
روایتی ار جانفشانی‌های پدر موشکی ایران
کانال :
اقتدار موشکی ایران که حالا خاری است در چشمان دشمنان میراثی از شهید حسن تهرانی مقدم و همرزمان شهیداش است. سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن تهرانی مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.
سخنرانی کمتر دیده شده از پدر موشکی ایران درباره اطاعت از ولی فقیه
03':09''
3826 0
سخنرانی کمتر دیده شده از پدر موشکی ایران درباره اطاعت از ولی فقیه
کانال :
فیلمی از سخنرانی شهید حسن طهرانی مقدم به همراه دیدار رهبر انقلاب با خانواده این شهید بزرگوار را مشاهده می‌کنید. شهید حسن طهرانی مقدم در 6 آبان ماه 1338 در محله سرچشمه تهران متولد شد و در 21 آبان 1390 به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سردار طهرانی مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران بود. این شهید گرانقدر تقریبا ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت. پدر موشکی ایران در 21 آبان 1390 در پادگان امیرالمومنین (ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی، غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.
«مرد رؤیاها» کتابی درباره شهید چمران
00':42''
2476 0
«مرد رؤیاها» کتابی درباره شهید چمران
کانال :
کتاب «مرد رؤیاها» از انتشارات کتاب نیستان، در قالب فیلم‌نامه به زندگی شهید مصطفی چمران، از آشنایی و ازدواجش در آمریکا تا شهادتش می‌پردازد و به نکات برجسته‌ و جذابی از جمله اعتراض وی به جنایات رژیم شاه در سازمان ملل، آشنایی با امام موسی صدر و حضور چمران در لبنان و مصر در دوران زمامداری جمال عبدالناصر اشاره می‌کند.
توصیف شهید شیرودی در مورد سربازان دفاع مقدس
02':46''
5232 0
توصیف شهید شیرودی در مورد سربازان دفاع مقدس
کانال :
باشگاه خبرنگاران/ 8 سال جنگ تحمیلی عراق بر ایران که به گفته کارشناسان، رزمگاهی نابرابر بین ابرقدرت‌های دنیا با کشور ما بود، ثمرات معنوی و منحصر بفردی را برای مردمان این سرزمین به بار آورد. مردانی مبارز که با وجود تحریم و کمبودهای مادی، با بهره‌گیری از سلاح ایمان و قدرت باورهای اسلامی‌شان، اجازه دست‌درازی دشمن را به وجبی از این خاک نداده و تا پای جان در راه عزت و استقلال کشورشان ایستادگی کردند. سرلشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی؛ ستاره درخشان جنگ‌های کردستان، یکی از این چهره‌های مبارز است، نام‌آوری شجاع که صاحب‌نظران جنگی او را یکی از نامدارترین خلبانان جهان نامیدند. در جست و جوهای مجازی خود به ویدئویی کوتاه اما پرصلابت از این غیور مرد جنگ برخوردیم که متناسب با حال و هوای این روزهای کشور است؛ روزهایی که با شهادت مدافعان حرمی چون شهید پاسدار، محسن حججی، یکبار دیگر تجلیگاه رشادت غیور مردان ما شده است. شهید شیرودی نیت خالصانه خود و دیگر همرزمانش در این راه را چنان توصیف می‌کند؛ به ملت‌های مسلمان جهان اعلام می کنم من و همرزمانم سرباز اسلام هستیم و تنها برای اسلام می‌جنگیم.
x