قصه ‏های کودکانه

جستجو

قصه ‏های کودکانه

ترتیب نمایش
پر بیننده پر امتیاز جدیدترین
روزها
امروز هفته اخیر ماه اخیر سال اخیر همه روزها
ssalam
قصه کودکانه «اردک کشاورز»
05':24''
1996 0
قصه کودکانه «اردک کشاورز»
کانال :
کودک آنلاین/ امشب یک ویدئوی دوست داشتنی برای فرزندانتان پخش کنید.
باغ سوخته
09':42''
21518 0
باغ سوخته
کانال :
روزی فقرای شهر پشت در خانه مرد سخاوتمند شهر جمع شده بودند و منتظر بودند تا او برای آنها میوه و خوراک بیاورد اما .... از برنامه قصه های آسمانی از شبکه قرآن و معارف سیما
پینوکیو
00':00''
34576 0
پینوکیو
کانال :
پیرمرد نجاری بنام ژپتو روزی یک عروسک چوبی درست کرد او آرزو کرد ای کاش این عروسک یک پسر واقعی بود ناگهان ...، بمدت 10:25
الاغ پیر
00':00''
19784 0
الاغ پیر
کانال :
در دهکده‏ای دور الاغی در یک آسیاب زندگی می کرد اما الاغ پیر شده بود ودیگر توان کار کردن نداشت آسیابان الاغ را بیرون کرد ولی... به مدت 08:56
لباس شاه
00':00''
29080 0
لباس شاه
کانال :
پادشاهی در روزگاران قدیم زندگی می کرد که هر روز لباس‏های جدید می‏پوشید روزی دو تازه وارد به شهر آمدند و گفتند ما لباسی می دوزیم که آدم های احمق نمی توانند آن را ببینند، به مدت 08:47
جوجه اردک زشت
00':00''
77914 0
جوجه اردک زشت
کانال :
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود، نزدیک یک آبگیر یک جوجه اردک زشت از تخم بیرون آومد جوجه اردک هرجا می رفت او را مسخره می کردند ...، بمدت 06:34
جک و لوبیای سحرآمیز
00':00''
53636 0
جک و لوبیای سحرآمیز
کانال :
جک و مادرش فقط یک گاو داشتند و با شیر آن گاو زندگی می کردند آنها تصمیم گرفتند گاو را بفروشند، جک گاو را با چند دانه لوبیا عوض کرد اما مادرش دانه ها را دور ریخت اما صبح ...، در افسانه جک و لوبیای سحرامیز، بمدت 07:15
جادوگر شهر اوز
00':00''
28887 0
جادوگر شهر اوز
کانال :
دختری به نام دروتی با عموی خود زندگی می کرد روزی گردباد تندی بسمت مزرعه آمد طوفان کلبه را از زمین جدا کرد و ...، بمدت 07:52
هانسل و گرتل
00':00''
31874 0
هانسل و گرتل
کانال :
نزذیک جنگلی بزرگ هیزم شکن با خانواده خود زندگی می کرد روزی نا مادری بچه ها را بیدار کرد و به جنگل برد و آنها را در جنگل رها کرد، در داستان زیبای هانسل و گرتل، بمدت 09:12
گربه چکمه پوش
00':00''
9631 0
گربه چکمه پوش
کانال :
در روزگاران قدیم آسیابانی فقیری زندگی می کرد که سه پسر داشت، روزی آسیابان مرد، آسیاب را به پسر بزرگ، الغ به پسر دوم و گربه به پسر سوم رسید، در کارتون گربه چکمه پوش، به مدت 10:42
بندانگشتی
00':00''
37629 0
بندانگشتی
کانال :
در داستان زیبای بند انگشتی، شبی بند انگشتی خواب بود وزغ بزرگی از پنجره بالا آمد و با دیدن بند انگشتی گفت چه دختر زیبایی اون می تونه همسر پسرم بشه صبح بندانگشتی خود را در میان دریاچه دید، به مدت 09:14
علاءالدین و چراغ جادو
00':00''
43207 0
علاءالدین و چراغ جادو
کانال :
در زمان های بسیار دور جوانی فقیر با مادرش زندگی می کرد روزی مردی غریبه به او گفت تو باید پسر برادرم باشی من به کمک تو احتیاج دارم مرد علاءالدین را به خارج از شهر برد و ...، در داستان جذاب علاءالدین، بمدت 06:48